دارم لغت می خونم. و اینکه یکی از راه های حدسِ معنی از طریق متن "حس مشترک" است و اینم مثالش:

 

“The morning had passed’away, and Rip felt famished for want of his breakfast.”
—Washington Irving
 

بعد میگه شما بعد از این که صبح گذشته و صبحانه نخوردید چه احساسی دارید؟

چیزی که من حدس زدم "خجالت یا شرمندگی خفیف" بود. چرا که خودم رو تو مسافرت و یا جمعی تصور کردم که من آخرین نفر بیدار می شم و باید جلوی نگاه بقیه و متلک های احتمالی صبحانه بخورم. در حالی که معنی درست "خیلی گرسنه" است. :/

 

 به تفاوت نگرش ها دقت نمی کنن چرا؟

 

 

منبع اصلی مطلب :
برچسب ها :
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

آینا گروه : famished